با قدم های آرام و سنگین پله ها را پشت سر می گذارم، اشتیاق اتفاقی که پیش روی من است قلبم را به التهاب می آورد .

حال به قدری بالا هستم که می توانم به خوبی اطرافم را مرور کنم.

با نگاه خسته و غمگین آخرین بار مردم زندگی ام را می بینم.

مردی را در حال کلاه گذاشتن سر فرد دیگر می بینم ، زنانی در حال پچ پچ های زنانه و روباه منشانه، پسری در حال راضی کردن دوست جنس مخالفش برای همخوابگی و...

آه که چه بی ارزش است  دویدن ها و سگ دو زدن ها .

چه کثیف است دنیایی که مردمان اش حتی در خواب مشغول سگ دو زدن فکری و رسیدگی به خودخواهگی های رزومره هستند .

با دست از پایین مرا نشان یکدیگر می دهند ، شاد باشید یاران شاد باد دلتان  

خسته ام از این روزگاری که ساخته اید

‌لبخند مزحک ام را تحویل جمع می دهم

حال آماده ام ، هرگز به این اندازه در عمرم آماده و راضی نبوده ام .

چهار پایه را می کشند، فشار طناب کنفی زمخت پوست گلویم را زخمی می کند

پرش خون در سرم و لذتی بی حصار وجود مرا فرا می گیرد.

فرصت نوشتن نمی ماند .

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳
تگ ها :


شکنجه شیرین

 

آهسته در چشمانت در چشمان خشمگین ات که به سرخی غروب جمعه های تنهایی من بود از تو خواستم که یک بار دیگر خاطرات خوبمان را پاک تر از گذشته به یاد آوری
آه
تو هرگز فراموشکار نبوده ای
آه
چه بد میشود وقتی خاطرات بد بچربد بر خاطرات خوب
آه عزیزم
آه عزیزم مرا کمتر در خاطرات تلخ خود با گرز فلزی نوازش کن
گرزی که تلخی فرو رفتن خارهایش در عصب های مغزم شیرینی بوسه های تو را از ذهنم پاک میکند
و چه یگانه مستحقی هستم بر این ضربه ها
آه عزیزم
لطفاً در کار خود مداوم باش
آه عزیزم مرا در خشم خود بسوزان
لایق آنم.

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۳
تگ ها :


افکار پریشون

با اینکه دیگه اعتقاداتم شدید نم کشیده ولی...

فکر کن اونی که موعوده

اونی که بزرگتر ها توی گوشمون خوندن که میاد

اومده و داره داد میزنه آی مردم ایناهاش این منم،  سیّد و سالار

جنبش سبز و اصلاحات..!

فکرش رو بکن یکی مثل موسوی امام زمان باشه و یکی مثل احمدی نژاد دجال زمانه باشه.

حالا از این طرف این بنده خدا موسوی دائم میگفت آقا مملکت داره به فنا میره اسلام داره به پرتگاه میره ، کو گوش شنوا ؟

یه عدهء زیادی اگه احمدی نژاد بگه پیاده بدون کفش و بدون خورد و خراک چهل روز باید با من بیاین کویر لوت تمشک بچینیم باهاش میرن.

میخوام بگم باید دیدمون رو وسیع تر کنیم.

حالا بیاین بر عکس فکر کنیم

موسوی توی قالب یه مرد میانسال ، مهربان و نگران امور مملکت میخواد مملکت رو از دست احمدی نژاد که حالا واقعاً در ارتباط با امام زمانه یا خودش امامه در بیاره و مملکت رو درب و داغون کنه.

چقدر راحت میشه لاین عوض کرد !

وبلاگ پاک سیاسی شد رفت..

.

 

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٢
تگ ها :


توت فرنگی

 داری تنهای تنها توی یه جادهء تاریک و بلند و سنگلاخی با پای پیاده ،

خسته و بی حوصله راه میری

مسیری که سالهاست به انتهایش نرسیدی و ناگهان توی یک روز معمولی بعد از مدت ها پیاده اومدن توی این جادهء خاکی و پر از بدبختی یک نور سپید میاد و برای مدت زیادی همراهت هست...

تمام این مدت اون ماه زیبا دور تا دور تو رو تا جایی که چشم کار میکنه روشن میکرد

دیگه هراسی از تاریکی نبود با وجود اون نور روشن میل به ادامه داشتی و  خستگی برات بی معنی شده بود

قدم ها بلند شدن و دیگه ناراحتی جرات نمیکرد جلو بیاد...

ولی حالا ماه ای  که رهگذر بهش عادت کرده بود

ماهی که روزا و شبا رهگذر تنهایی اش رو با اون میگذروند و همدم مرد تنها توی اون راه بی انتها بود

دیگه همراه مرد نیست.

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳٠
تگ ها :


عدالت

به نام خدا

آقای خامنه ای ، رهبر محترم ایران

اینجانب به عنوان فردی معتقد  از میلیون ها شخصی که به آقای میر حسین موسوی خامنه رای داده ام از شما تقاضای رسیدگی و پاسخگویی دارم

شما باید به عنوان رهبر کشور و فردی که مردم  وی را به عنوان شخصی عادل ، با تقوا ، امین و مورد اعتماد می شناسند جلوی زورگویی ها و ظلم آشکار عده ای قانون گریز را بگیرید

اگر واقعاً 65% مردم کشور به آقای احمدی نژاد رای داده اند پس اینهمه برخورد و اقدامات امنیتی چیست ؟

آن جمعیت اکثریت کجایند ؟

چرا مردم شهر های بزرگ به این شکل دست به مخالفت گسترده زده اند ؟

مگر در دوره قبل  میلیون ها انسانی که به آقای رفسنجانی رای داده بودند به خیابان ها ریختند ؟ 

چگونه است که مردم در این دوره دست به اینچنین اعتراض گسترده ای زده اند ؟ 

فضای امنیتی ایجاد شده برای مقابله با 30% مردم نیست بلکه برای مقابله همان 80% ای است که واقعاً به آقای موسوی رای داده اند

چرا سیستم پیام کوتاه برای روز چندم قطع است ، چرا تلفن های همراه در تهران دو شب است که از کار افتاده است ؟ آیا عدالت اجتماعی این است که تر و خشک با هم بسوزند ؟ امکان دارد ده ها نفر به خاطر عدم دسترسی به مخابرات دچار خسارات شدید شده باشند ، عدالت اسلامی را چه شد ؟

آیا انصاف است اکثریت مردم را به عده ای اخلال گر جوان و احساسی تعبیر کنیم ؟

اینهمه فیلترینگ و اخلال در دریافت شبکه های خبری بی طرف و قطع شبکه اینترنت حکایت از چه دارد ؟

آن اکثریت 65 درصدی حامی آقای احمدی نژاد کجانید تا همشهریان احساسی و قلیل خود را آرام کنند

چرا بر خلاف دوره های قبل تایید شورای نگهبان در صبح روز بعد از رای گیری در اقدامی بحث بر انگیز آقای احمدی نژاد را رئیس جمهور دانستید و به وی تبریک گفتید ؟مگر نباید شورای نگهبان انتخابات سالم را تایید می کرد و بعد از آن شما پیام تبریک خود را اعلام می نمودید ، آیا این رفتار شما اعلامی برای سکوت سایر افراد و سیاسیون معترض نیست ؟

چرا شب بعد از برگزاری انتخابات وزارت کشور توسط سپاه تحت کنترل در آمد و نیرو های آن خارج و صبح روز بعد هم جلوی ورود افراد و نمایندگاه کاندیداها گرفته شد ؟

اخراج عدهء زیادی از کارکنان وزارت کشور و ستاد انتخابات قبل از برگزاری انتخابات چه دلیلی می توانست داشته باشد ؟

چرا آراء مردم به تفکیک حوزه های رای گیری اعلام نمی شود ؟

من به عنوان شخصی وطن دوست از اتفاقتی که این چند روزه بر کشورم گذشته است بسیار متهیر شده ام و  سکوت شما  باعث تعجب بیشتر بنده شده است

 امیدوارم  نا آرامی ها هرچه زودتر به پایان برسد.

 

 

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٥


ما همه خوبیم؟

اینو باید زودتر مینوشتم
درگیری های چند وقت پیش غزه که یادتونه؟
همون روزا برای کاری رفتم تجریش و کنار پیاده رو یه گروه از دانشجوهای عضو بسیج در حال تبلیقات برای غزه و بر ضد بعضی از اشخاص و دولت های مخالف کشورمون بودن
قسمت جالب این موضوع اینه که چند تا بنر از بعضی از همین اشخاص اشاره شده رو چاپ و کف پیاده رو قرار داده بودند تا مردم ناخواسته از روشون رد بشن و استفاده های تبلیقاتی خودشون رو بکنن
بگذریم
هرچند که به نظرم بهتر بود یه مسیر جداگونه ای از پیاده رو جدا میکردن و مینوشتن هرکس اگر دلش بخواد میتونه از این راه باریکه عبور کنه و این تصاویر رو به این دلیل ، به اون دلیل لگد کنه
با هم بگذریم
قسمت جالبتر این بود که خیلی ها اسرار میکردن هرطور شده و با هر زحمتی شده جوری رد بشن که این بنر ها رو لگد نکنن!واقعاً عالی بود ، وقتی میدیدم خیلی ها راهشون رو جوری تنظیم میکنند که به تصاویر توهین نشه ، حالا نه دوربینی بود نه چیزی و کسی که براشون مهم باشه و بخوان تظاهر بکنن یا نکنن تعدادشون هم زیاد بود و یکی دو تا نبود
معنی اینهمه پارادوکس رو نمیفهمم
ما واقعاً چی میخوایم؟
بازیگر ترین مردم دنیا رو داریم
ملت دغل باز و دورویی هستیم،حالم خراب میشه از اینهمه تظاهر و دورویی بهتره اون چیزی رو که میخوایم بلند بخوایم یا حداقل برای رسیدن به موقعیت مطلق ذهن خودمون اینهمه خواسته های دیگران رو داد نزنیم و تظاهر نکنیم که ما هم هستیم.

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧
تگ ها : غزه


خانوم های ایرانی فیلم بازی میکنن؟

 

نمیدونم چجوری شروع کنم همیشه اول نوشتن سخته ولی بعد که گرم نوشتن میشی نمیتونی مطلبتو تموم کنی

یه اخلاق جالبی دارن خانوم های ایرانی که خیلی برای من جالبه و کلاً توی خانواده ها هم به دختر های کم سن و سال از همون اوایل زندگی توسط مادر و خواهر های بزرگتر و خاله و...یه سری آموزش ها داده میشه که مبادا اون دختر خانوم کار اشتباهی انجام بده

توی خانواده های ما به دختر از همون اول آموزش داده میشه خودشون رو مثبت تر از اون چیزی که هستن جلوه بدن در حالی که این توصیه ها به پسر همون خانواده نمیشه

دخترم بلند نخند

همیشه خودتو با حجب و حیا نشون بده

یا اگر پسر فامیل بهت سلام کرد سرتو بنداز پایین و جواب سلامشو نده

یا اینکه خودتو همیشه بیزار از مسایل جنسی نشون بده

کلاً خانوم های ایرانی یاد گرفتن خودشونو خیلی بهتر از اون چیزی که هستن نشون بدن

توی جمعشون وقتی که مرد هست همه سنگین و رنگین و مودب هستن ولی زمانی که جمع ها زنونه میشه از همه چی حرف میزنن و هیچ حد و مرزی هم وجود نداره ولی کافیه باز یه مرد بیاد توی جمع...همه بلافاصله خیلی دقیق و بدون عیب تبدیل میشن به پاک ترین انسان های دنیا و این کار رو خیلی خوب بلدن

خانوم ها خیلی مسایل رو از چیزهای ساده و پیش و پا افتاده تا مسایل مهم از آقایون پنهان میکنن

دقیقاً نمیشه گفت به خاطر دین اسلام هست یا باور های قدیمی یا خون و نژادمون که کلاً اکثر مردهای ما خانوم هارو یه موجود کاملاً مقدس و آری از هرگونه خطا تصور میکنن ، کلاً برای یه مرد ایرانی دیدن صحنهء یه حرکت زشت از طرف یه خانوم خیلی سنگین و غیر قابل درکه در حالی که انجام همون کار توسط یه آقا خیلی عجیب نیست

انجام یک کار بد یا شوخی از طرف یه خانوم بسیار نکوهش شده و نا پسنده

درکش برای یه مرد ایرانی سخته که یه خانوم دلش بخواد ماشین شخصی ای داشته باشه که سوارش بشه و یه آهنگ بلند شاد بزاره و بره گردش و هرکی یه همچین کاری بکنه بهش میکن طرف خراب شده

دختر توی جمع نباید با کسی شوخی کنه

نباید حرف زشت بزنه

نباید بگه دلش شوهر میخواد

نباید بگه دلش میخواد یه ماشین اسپرت داشته باشه و باهاش بره خیابون گردی

وای وای مگه دخترا هم ازین کارا میکنن ؟

کلاً اون چیزی که من از خانوم ها دیدم این بوده که توی سرشت خودشون فرق های چندانی با مرد ها ندارن

منظورم خواسته ها و تمایلات و اخلاقیات هست حالا با این تفاوت که خانوم ها کلاً نسبت به آقایون از نظر انسانیت و خوب بودن کمی بالاتر هستن ، احساساتی ترند و برای احساساتشون هم ارزش خیلی زیادی قایل هستن

اینو نوشتم نه برای اینکه دختری بیاد و بگه نه این حرفا چیه و کی گفته ما پنهان کار هستیم

به نظر من این یه مشکله و بیشترش هم به خاطر ما مردهاست

نمیگم دخترا بی بند و بار بشن و بهتره خودشون رو ول کنند بلکه بهتره ما مردها طوری ذهنیت خودمون رو آماده کنیم که خانوم ها بتونن کمی راحت تر و بدون دقدقه زندگی کنن و دایماً در حال کنترل خودشون نباشن

چون اینو همیشه و تو جاهای مختلف میبینم

چیزی که برای خودت میخوای برای خانوم های دور و برت هم بخواه

وای نکنه شوهرم بفهمه

اینو به نامزدت نگو پر رو میشه

وای نکنه دختر خالم بره به همه بگه من دوست پسر دارم

خوشبختانه نسل جدید دختر ها که متولد هفتاد به اونور هستن کمی در مقابل این نصیحت های زنونه مقاوت نشون میدن و توی رابطه با پسرها راحت ترند و کمتر خودشون رو میگیرن و در لفاف و نمایش جلو نمیرن

البته خیلی هم نمیشه گفت خوشبختانه چون بازم همین نسل خیلی شیطنت هارو توی سن پایین انجام میده که دهه شصت و پنجاهی ها توی سن های خیلی بالاتری انجام دادن

آخرش هم چه خوبه که همیشه یه انسان پاک باشه و شخصیت و معرفت خودشو حفظ کنه ، فقط بحث فیلم بازی نکردن و روراست بودنه

بهتره ما مردها مخمون رو برای پذیرش شیطنت خانوم ها بیشتر آماده کنیم و خانوم ها هم جای اینکه سعی کنن خودشون رو فرشتهء خیر خواه دنیا جلوه بدن آقایون رو کمی با واقعیت ها بیشتر آشنا کنن

همین .

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٢


Go Low

دارم پس رفت میکنم

انسان بی شعوری شدم !

ناراحتم

البته دلیل اصلیش سربازی رفتنم هست که باعث شده از زندگی عقب بمونم

Need To Breaking The Habit

روزایی رو میبینم که دوباره همون انسان فعال و اهل علم و جنگولک بازی های فنی هستم

این جملهء‌ خبری بالا البته بیشتر برای خود  Low Level ام بود   خنده 

راستی یه سر و سامونی هم به بلاگ و قالبش دادم

میخوام دوباره اینجارو به خوبی راه بندازم .

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢۳
تگ ها :


 

سلام مجدد به همهء دوستاي عزيز و علاقه مندان به تيونينگ و اسپرتي کردن وسايل نقليه قرار بود توي اين پست در مورد تيونينگ و تقويت بدنه براتون توضيح بدم

 بدنهء ماشين رو به دو قسمت تقصيم ميکنيم

 1-بدنهء بيروني و قطعات مختلف

2-قطعات و لوازم داخل اتاق

و حالا توضيح بدنهء بيروني خودو : مهمترين مسئله توي تيونينگ بدنهء خودرو آيرو ديناميک بودن و جذب و پخش ضربه هاي وارده در اثر تصادف خودروست. براي آيروديناميک تر شدن خودرو و کاهش مقاومت در مقابل جريان هوا بايد ابتدا سپر هاي خودرو رو با انواع اسپرتي و آيروديناميک تعويض نمود که يه کيت کامل بدنه قيمتي حدود 200 هزار تومان داره کارهايي که سپر جلوي اسپرتي قرار انجام بده اينها هستن: شکافتن هرچه بهتر هوا و کاهش مقاومت خودرو در مقابل جريان هوا ٬رساندن هواي مورد نياز به ديسک هاي ترمز و موتور تقويت شده که طبيعاتاً نسبت به موتور هاي معمولي گرماي بيشتري توليد خواهد کرد عبور دادن هوا از زير و اطراف خودرو و جذب و پخش صحيح ضربه و نيرو به همهء قسمت هاي شاسي براي هرچه کمتر شدن آسيب به خودرو و سرنشين. سپر عقب هم يه همچين وظيفه هايي داره : جلوگيري از تشويش هوا در عقب خودرو و کاهش ايجاد خلا در قسمت انتهاي خودرو و جذب ضربه هايي که از عقب به خودرو وارد ميشه بر طبق گفته هاي بالا بايد براي تهيهء کيت کامل بدنه توجه داشت که علمي ساخته شده باشن و نبايد به خاطر زيبايي و...آيروديناميک بودن خودرو رو فدا کرد بهتره براي خريد يا طراحي و ساخت اين قسمت از بدنه حتماً از يه متخصص کمک بگيريد چون واقعاً کار هر کسي نيست مسئلهء ديگه اي که بايد توجه کرد اينه که سپر ها خوش ساخت  و دقيق باشن چون خيلي از اين سپرهاي داخلي که ساخته ميشه بعد نصب دو سه سانتيمتر با بدنه فاصله دارن! و معلوم هم نيست توي ساختش از چه پارچه و رزيني استفاده شده باشه و آيا واقعاً ميتونه فشار هارو تحمل کنه يا نه اين سپر فايبر گلاسي ما .

بعد از کيت بدنه ميرسيم به اسپويلر: وظيفهء اسپويلر اينه که با تغيير جهت مقداري از جريان هواي قسمت عقب خودرو به سمت بالا کمي به عقب خودرو به سمت زمین فشار بياره تا لاستيک هاي عقب مهکم تر به آسفالت چنگ بزنن و معمولاً فشاري بين 50 تا 250 کيلو گرم رو به عقب خودرو وارد ميکنند که به نسبت سرعت و اندازهء اسپویلر مورد نظر تفاوت داره. براي تهيهء اسپويلر باز هم بهتره زياد به قيافه و زيبايي خودرو فکر نکنيد چون اکثر اين اسپويلر هايي که من تو ايران ديدم همش دکوريه و هيچ کارايي اي نداره جديداً يه نوع اسپويلر لاستيکي جالب وارد بازار شده که ابعاد کوچکي داره و روي کنج صندوق عقب چسبيده ميشه و از نظر کاراي تمام نياز شمارو به اسپويلر براي خودروتون برآورده ميکنه پيشنهاد ميکنم از اين نوع اسپويلر ها استفاده کنيد.

 بعد کيت بدنه و اسپويلر ميرسيم به سيني هاي زير خودرو: اگر زير يه خودرو رو تاحالا ديده باشيد حتماً متوجه شديد که حفره ها و برآمدگي هاي زيادي داره که باعث ميشه جريان هوا به خوبي از زير خودرو عبور نکنه که براي حل اين مشکل معمولاً از ورق هاي آلومينيومي استفاده ميشه و به صورت يک پارچه زير خودرو پيچ ميشه البته قسمت هايي از زير خودرو براي عبور هوا براي موتور رو ورق نصب نميکنند .

 رينگ و لاستيک :

وظايف رينگ اسپرتي اينها هستن : رسوندن هوا به ديسک ها براي خنک تر شدن و بهبود قدرت توقف خودرو و کاهش وزن مجموعهء چرخها که در شتاب گيري اوليه و توقف خودرو نقش خيلي مهمي داره .اگر از رينگ و لاستيک سبک براي خودرو استفاده کرده باشيد هنگام شروع به حرکت هاي سريع موتور ميتونه با سرعت بالاتري چرخ ها رو به حرکت در بياره که در نهايت باعث شتابگيري سريع تر خودرو ميشه و هنگام ترمز گيري هم هرچه قدر چرخ ها سبک تر باشن اينرسي حرکتي کمتري خواهيم داشت که باعث ميشه چرخها زودتر از حرکت بايستند و در نتیجه خودرو سریع تر توقف خواهد کرد .لاستيک هاي اسپرتي هم باعث خواهند شد که چسبندگي خودرو بهتر و بيشتر باشه که توي شتاب گيري اوليه و مانورها خيلي به کمک راننده خواهد اومد که براي انواع مسابقات و رانندگي ها لاستيک هاي مختلفي با درجهء نرمي متفاوت وجود داره و هرچه لاستيک نرم تر باشه به دليل استفادهء بيشتر لاستيک طبيعي(گياهي) در اون قيمت بالاتري داره که چسبندگي بالايي هم دارند و بيشتر براي مسابقات داخل پيست از لاستيک هاي با درصد کائوچوي بالا استفاده ميشه. در مورد قسمت هاي بيروني خودرو چيز خاص ديگه اي به ذهنم نميرسه.

 ميريم سراق داخل اتاق : براي اينکه توي مانورها محکم سر جاي خودتون بشينيد و تکون نخوريد يا 600 تومن ميديد و دو تا صندلي اسپرت اسپارکوي توپ براي سرنشين هاي جلو ميخريد يا 100 تومن ميديد تا جفت صندلي هاي جلو رو باز کنند و به شکل صندلي هاي اسپرتي در بيارن که من هم پيشنهاد ميکنم همين کار رو بکنيد چون تقريباً هيچ فرقي با نمونهء اصلی نداره يه وسيلهء جالبي هم که تقريباً روي همهء خودرو ها قابل نصبه دستگاه کوئيک شيفتره که روي گيربکس خيلي سريع و راحت نصب ميشه و دنده ها رو خود دستگاه به صورت برقي تعويض ميکنه البته با فرمان شما به وسيلهء کليد يا اهرمي که کنار فرمان نصب ميشه که به رانندگي سريع و تعويض دنده هاي با دقت بالا کمک زيادي ميکنه  . بقيه قسمت هاي اتاق براي يک تيونينگ آماتوري ديگه نيازي به تغييرات و دستکاري نداره چون از همون اول هم هدف ما يه تيونينگ ساده و کم خرج براي عموم ماشين باز هاي مملکتمون بود .

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٥
تگ ها :


من تو ما ایران

سلام !

ببخشید که یکم دیر پست جدید رو آپ کردم ولی به خدا اصلاْ‌ دیگه حوصلهء‌ نت و دم و دستگاهشو ندارم کلی هم کارای مختلف که خیلی ذهنم رو مشغول کرده این شد که یکم دیر شد ولی بالاخره این هیولای فقیر هم باید یچیزی می نوشت که مردم نگن مرده و گذاشته رفته و..درسته ؟!!

ماه ها هر از گاهی به این فکر می کردم که چی تو وبلاگ بنویسم که یه سودی برای دوستانم داشته باشه آخرشم به این نتیجه رسیدم که هیچی ننویسم و شماها رو تشویق کنم همین الآن کامپیوترو خاموش کنید برید پی درس و کار و زندگیتون ! ولی از اونجایی که این بندهء‌ خل و چل غالباْ با مخ گرام لج بازی می کنه میخوام یه مطلب در مورد فرهنگ مردم کشورمون بنویسم بلکه سودمند واقع شد و یکمی در افکار شما تحول ایجاد کرد.

چند روز پیش با مهدی توی ماشین به سمت تهران میومدیم که یهو چند بسته لیوان یکبار مصرف از پشت یه وانت بیرون افتاد وانتیه دیر مطلع شد و یکم جلو رفت در همون اوصاف یه پیکان محترم جلو لیوان ها ترمز زد و مهدی گفت ببین الآن پیکانیه چیکار می کنه...پیکانیه لیوان ها رو گذاشت تو ماشین و حرکت کرد منم با خودم گفتم الآن کنار وانتیه می ایسته و لیوان ها رو بهش میده ولی گازشو گرفت و رفت ! مهدی هم کر کر زد زیر خنده واقعاْ‌‌ متاسف شدم و کل راه در مورد فرهنگ و شعور مردم ایران با مهدی صحبت کردم .

گویا مهدی از این چیزا زیاد دیده بود  تعریف می کرد یه بار هم یه ماشین دیگه در اقدامی مشابه یونولیت های آرماتور بندی یه ساختمون نیمه کاره رو دزدیده و فرار کرده قسمت جالبش جایی بود که مهدی داشت ادای طرفو در میاورد که می خواست با زور یولونیت های گنده رو بچپونه تو ماشین !

آدم واقعاْ‌ تاسف می خوره آخه مگه چند تا لیوان یا یونولیت به درد نخور به چه درد این مردم و امثال اونها می خوره که اینطوری میوفتن دنبالشون همش تو ماشین با خودم می گفتم آخه ما ایرانی ها چرا اینقدر عجیب و غریبیم چی شده که ما اینقدر فرهنگمون با فرهنگ مردم بقیهء‌ جاهای دنیا فرق داره نمیدونم تاحالا چقدر تو رفتار خودتون و اطرافیانتون دقیق شدید و چقدر از اخلاق مردم جاهای دیگهء‌ دنیا خبر دارید...توی خیابون عقده ای بازی و دیوونه بازی های سر چهار راه ها که دیگه شهرهء‌ عام و خاصه توی مترو که مثل گله ای گراز وحشی که به برکه ای رسیده باشند به سمت صندلی ها حمله ور میشن جالب اینجاست بعد اینکه نشستن خودشون از کاری که کردن خندشون میگیره و سرشون رو میندازن پائین ! پیر و جوون و زن و بچه هم حالیشون نیست این ایرانی های متمدن و با تاریخ هزار و پانصد ساله !‌تازه اینا تهرانی هاش هستن وای به حال شهرای دیگه ٬ چند روز پیش بعد همون حملهء‌ همگانی به سمت صندلی ها که من هم بینشون بدون هیچ گونه انرژی ای وارد قطار شدم (هنوز برام سواله با اینکه من یک کالری هم انرژی نسوزوندم اون لحضه چطوری ۳-۴ متر جلو رفتم !) بلند رو به مردم گفتم اگر دوباره جنگ بشه با وجود شماها آمریکارو هم شکست میدیم!

نمیدونم مردم کجای دنیا این همه تو روی هم تعارف می کنن و گل میگن و گل میشنون و بعد پشت سر همدیگه غیبت می کنن و از همدیگه بد می گن آخه شهروند محترم شما چرا اینقدر شخصیتت پارادوکس داره ؟! متاْسفانه مردم کشور ما سواد خیلی پائینی دارن هیچی از کشور خودشون اطرافیانشون و علوم روز دنیا نمیدونن ساده ترین اصول روابط اجتماعی رو نمیدونن و قالباْ‌ با مشکلات مختلف در حل مشکلات شخصی خودشون روبرو هستن ٬ قول میدم اگر میشد حساب کرد مردم ایران بین بیقیه مردم جهان از همه بیشتر موبایلشون رو تو دستشون میگیرن و کمتر ترجیح میدن اون رو توی کیف یا جیبشون بزارن ! واقعآْ‌‌ خنده داره ولی واقعیتیه که خیلی هم تلخه حداقل برای من خیلی تاسف داره وقتی میبینم یکی تو سال ۲۰۰۶ و عصر تکنولوژی  برای پز داره با گوشیش ور میره ! این چیز هایی که من نوشتم همش مال تهرانه نمیدونم چند تا شهر ایران رو دیدید ولی حتی شهر های بزرگ و متمدن تر بعد تهران هم به شدت با تهران فاصله دارن فقر فرهنگی و اقتصادی تو اونها از تهران خیلی خیلی بیشتره .

مسئلهء‌ غیر قابل تحملی هم که وجود داره اینه که تلویزیون جمهوری اسلامی دائم از شخصیت و تمدن بالای مردم ایران ردیف میکنه و اعصاب منو خوردتر از گذشته. بجای این کارها بهتره اصول سوار شدن به مترو ٬ راه های گفتگوی مصالمت آمیز با اطرافیان و نحوهء‌ استفاده از ماشین رو یاد مردم بدن به خدا خیلی بیشتر تاثیر داره ! نمیدونم چند نفر با خوندن نوشته های من خون تو رگ گردنشون جمع میشه و عرق ملیشون گل می کنه و احساس می کنن دارم اراجیف می گم ولی حقیقتیه که برای خود من هم واقعاْ‌ تلخه و می خوام با نوشته هام به اندازهء‌ قطره ای تو دریا روی شخصیت مردم کشورم ایران تاْثیر داشته باشم اگر بخوایم تو خواب خوش تمدن و فرهنگ ملتمون فرو بریم و چشم هامون رو  رو به فقر فرهنگی ملتمون ببندیم تنها نتیجه ای که بدست خواهیم آورد بد بختی و فقر فرهنگی و اقتصادی و سیاسی کشورمونه بهتره بجای غرور بیجا کمی روی رفتار خودمون تاْمل کنیم و سعی کنیم کمی خودمون رو اصلاح کنیم تا شاید در آینده ایران و ایرانی کمی قابل تحمل تر بشه باور کنید ما از نظر رفتار و فرهنگ زندگی از مردم جاهای دیگهء‌ جهان خیلی عقب هستیم باید خیلی روی خودمون کار کنیم تا به حالت ایده آل برسیم .

سرتون رو درد آوردم...امیدوارم تا آخرش خونده باشین !

در ضمن بیست و سوم آذری که گذشت وبلاگم یک ساله شد مرسی که همه یادتون بود !

این روزها اوضاع زندگیم خیلی قر و قاطی شده اگر وقت کردید برای من هم دعا کنید تا از این روزهای پر اضطراب بیرون بیام . این هم آدرس وبلاگ هواپیمایی که دارم میسازم برای اونایی که آدرسشو میخواستن : روح مقدس

راستی روز والنتاین هم مبارک باشه امیدوارم معشوقهء‌ واقعی که اون بالاست رو اونطور که هست درک کنید .

خدا حافظ تا بعد .

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٥
تگ ها :


 

اونایی که تو کما بودن بیدار شن که آپدیت شد.

-چهار روزه که خوابم نمیبره بعید میدونم تو این چند روز جمعاْ‌ پنج ساعت خوابیده باشم.

-عین معتاد ها تمام بدنم درد میکنه از بس که نخوابیدم٬ نمیدونم چرا وقت خوابیدن انواع فکر و خیال و...به سرم میزنه و نمیزاره بخوابم.

-دیروز وقتی خواستم از ماشین پیاده شم باز یه صدایی از کمرم اومد٬فکر کنم یکی دیگه از دنده هام از دور خارج شد...

-امروز از یکی از دوستای اینترنتی که دو ماه ازش خبر نداشتم یه آفلاین داشتم :سلام دوستای عزیز خیلی ممنون که هنوز به فکر فرناز هستید و براش آف میزارید ولی فرناز دو ماهه که از پیش ما رفته.خیلی دپرس شدم اول فکر کردم سر کاریه ٬ به مبایل برادرش زنگ زدم...واقعیت داشت.

-رفتم تو یه دبیرستان و به جای یکی دیگه امتحان زبان سوم دبیرستانش رو دادم . هنوز دارم فکر میکنم این چه مملکتیه که فرق یه دانش آموز هجده ساله با یه غول بی شاخ و دم سه متری رو که سنش هم زیاده نمیفهمن.جاتون خالی یاد گذشته ها افتادم! فکر کنم طرف بیست بشه.            

-تلفن زنگ میزنه :

من:بفرمایید.

.....:سلام خوب هستین؟!

من: به سلام  چطوری خوبی خوش میگذره کجایی بی معرفت...

....:جانم

هیولا:مگه شما....؟؟

......:نه من ..... هستم و با ...... کار دارم !

و باز هم من:آه ببخشید العان صداش میکنم.

چند وقته صدای مردم رو پای تلفن اشتباه میگیرم فکر کنم به خاطر بی خوابی باشه...روانی شدم.

-امروز یکی تو این انجمن های مجازی اینترنتی پروفایل منو دیده بود و منم اونجا نوشته بودم ناسیونالیست افراطی هستم اونم نشسته بود کلی بد و بی راه گفته بود و میگفت تو یه دروغ گویی و چطور جرات کردی اسم خودتو بزاری وطن پرست و یه سری فحش هم داده بود که دیگه شرمنده... همیشه از آدم هایی که ازم بد میگفتن خوشم میومده چون از بچگی همیشه همه ازم تعریف میکردن منم دوست داشتم یکی پیدا بشه و بیاد ازم بد بگه !باید آدم های خیلی جالبی باشن که با شهامت میان و میخوان نظر خلاف نظر جمعشون رو ثابت کنن.

-مرگ یه موتور سوار رو دیدم(تو پیست آزادی)‌ آدم با شهامتی بود ولی همه العان دارن تو دلشون بهش میگن احمق.اعصابم یه شب به خاطرش خورد بود.

-اعصابم خورده٬لعنت به شرکت مخابرات و وزیرش و هرچی مفت خور عوضی که پول میگیرن ولی کار نمیکنند.از هر کس و نا کسی اس ام اس داشتم جز یکی که خیلی منتظر اس ام اس هاش هستم . لعنت به هرچی مفت خوره...

-چند وقته یه عده بهم میگن جواد ! نمیدونم چی شد که اینطوری فکر کردن ولی برای اولین بار واقعاْ‌ ناراحت شدم.اعصابم خورده میخوام ثابت کنم که دارن اشتباه فکر میکنن بیخیال ارزشش رو ندارن...به کارم ادامه میدم .

این نوشته های بالایی رو بخونید و بعدشم فراموش کنید که چیزی خوندید.

از اونجایی که قول دادم همیشه با لبخند پنجرهء وبلاگ رو ببندید این مطلب پائینی رو هم مینویسم :

 

وقتی یه موش میاد خوابگاه شما

                

                       بند 1- روش کاملا دانشجویی : پس از هماهنگی با هم
                        اتاقیهایتان با کشیدن یک جیغ بلند ، دسته جمعی در را باز
                        کرده از اتاق خارج شوید و دیگر هرگز به آن اتاق بازنگردید.

                       بند  2- روش سرخپوستی : مقداری وسایل قابل اشتعال وسط اتاق
                        جمع کرده ، آتش بزنید تا موش با دود آن خفه شود . سپس
                        موارد بند  (1) را انجام دهید .

                        بند  3- روش معرفتی : به موش بگویید در صورت عدم خروج وی
                        خودکشی خواهید کرد . اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهد
                        شد . در غیر این صورت موارد بند  (1) را انجام دهید .

                        بند  4- روش تعارفی : به موش تعارف کنید که امشب را پیش شما
                        بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نمی‏پذیرد . در
                       صورتیکه تعارف را پذیرفت بند  (1) را اجرا کنید .

                        بند  5- روش قبیله گامبالا : تعدادی سلاح سرد تهیه کرده و
                        به موش اعلان جنگ کنید . در صورتیکه موش نامبرده حرفه ای
                        بوده و این حرف را جدی نگرفت بند  (1) را انجام دهید .

                        بند  6- روش دموکراتیک : پس از شرح فواید گفتمان برای موش ،
                        از او خواهش کنید اتاق را ترک کند . اگر موش قبول نکرد بند
                        (1) را انجام دهید .

                        بند  7- روش نه چندان دانشجویی : یکی از گربه‏هایی که در
                        کوچه دنبال غذا می‏گردند را برای شام به منزل خود دعوت
                        کنید . در صورت موفقیت گربه در خوردن موش ، از او بخواهید
                        از اتاق خارج شود . در صورت عدم موافقت گربه بدنبال راهی
                        برای خارج کردن گربه باشید ( مطلب نحوه خروج گربه به زودی
                        منتشر می‏گردد )

                        بند  8- روش کمپینگ : در میان دوستانتان هر کدام که
                        خانه‏شان بهتر است را انتخاب کرده و به صورت دسته جمعی تا
                        آخر ترم به خانه آنها بروید . در صورتیکه در خانه آنها هم
                        موش مشاهده شد به بند  (1) مراجعه کنید .

                        بند  9- روش روانشناسی : به کارهای روزانه خود پرداخته و به
                        موش بی‏محلی کنید . او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد
                        . در صورتیکه این هم جواب نداد راهی جز مراجعه به بند  (10)
                        برای شما باقی نمانده است .

                        بند  10- روش فاشیستی : مقداری از کباب سلف دانشگاه را در
                        مسیر او قرار دهید تا از آن بخورد . این روش احتمال خطا
                        ندارد . موش حتما خواهد مرد و اصلا نیازی به مراجعه به بند
                        (1) ندارید .

 

تولد رامین رو هم پیشاپیش بهش تبریک میگم که نگه دوستان به یادمون نیستن و...رامین جون امیدوارم به اندازهء‌موهای سرت عمر کنی( ای حال میده تا روز تولدش کلت بی مو بشه).

افشین هم یه چند وقته مشکوک شده و با یه ضعیفه وبلاگ آپ میکنه  افشین جون مادر اگر خبری هست بگو ها رو در وایسی نکن .

دو تا آدم از همه جا بی خبر به اسم سوده و بهزاد هم گم شدن که از یابنده تقاضا دارم اونها رو به صندوق پسن بندازن و سریع فرار کنن چون این تو شخص به شدت انفجاری و حساس هستن.

نظراتتون برای نوشته ها خوشحالم میکنه و امیدوار برای نوشته های بعدی.منتظرتونم.



 


 

 

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۱٦
تگ ها :


بازگشت اژدها (اژدها ها)

سلام به همهء‌ دوستای عزیز و خوب که به هیولا سر زدن و لطف کردن و پیغام گذاشتن و میل زدن و من رو فراموش نکردن.این پیغام ها  مسئولیت من رو بیشتر میکنه که حتماْ یه متن خوب بنویسم.

الآن هم که دارم مینویسم زیاد حالم سر جاش نیست ! من نمیفهمم چرا باید همیشه سالی دو بار تا دم مرگ برم و برگردم

 خلاصه اینکه داشت یه هیولا از هیولا های زمین کم میشد که نشد و شما به آرزوتون نرسیدید.

حالا بریم سر اصل مطلب

وضعیت ایران بعد از انتخاب هاشمی یا احمدی نژاد: 

              Entekhabat  

وضعیت ایران در زمان ریاست جمهوری هاشمی

همهء شما میتونید هر لباسی که دلتون میخواد رو بپوشید وبه هیچ کسی هم ربطی نداره که شما چی میپوشید.

روابط ما با کشور های جهان به شدت خراب میشه و فقط رابطمون با آمریکا خوب میشه !

احتمالاْ سر هفتهء اول ریاست جمهوریش اعلام میکنه که هر دانشجو باید دو تا زن داشته باشه !

شما میتونید در صورتی که مدرستون دیر شده باشه زنگ بزنید و بگید هاشمی یکی از هلکوپتر هاش رو برای شما بفرسته تا به موقع به مدرستون برسید.

هر برج و قصری که میبینید به نام هاشمی خواهد بود و باید بدونید که بخاید نخاید نصف ایران برای هاشمیه.

شما میتونید ساعت ۱ بعد نصفه شب به خونتون برید بدون اینکه مشکلی براتون پیش بیاد و یا حتی یک قطره اشک از چشمتون جاری بشه...

حالا میریم سر احمدی نژاد گل گلاب

به تعداد تار موهایی که از روسریتون بیرون بزنه شلاق خواهید خورد!

البته بعید میدونم که بزاره کسی با روسری بیاد بیرون و همه باید با مقنعه و چادر بیان بیرون.

تاکسی ها دو طبقه خواهند شد و طبقهء اول مخصوص خانوم ها و طبقهء‌ دوم مخصوص آقایون .

تو هر ایستگاه اتوبوس، توالت عمومی،وسط اتوبان،و حتی سقف منازل یک شهید دفن خواهد شد تا ملت شریف و همیشه در صحنهء ما شهدا رو از یاد نبرن.

در تمام کافی شاپ ها و کافی نت ها و مراکز فساد مشابه تخته خواهد شد!

احتمالاْ‌ ایشان باید روی یک کاغذ مشخصات و نام خود را بنویسند و از گردن در هنگام سفر به خارج از کشور آویزان کنند چون ممکنه ایشون رو در کشور های دیگر با شخصی غیر از رئیس جمهور ایران اشتباه بگیرن .

برای ما هیچ اهمیتی نداره که مملکت تو چه وضعیت بدی هست و ملت دارن از گشنگی دست به هر کاری میزنن و فقط برای ما مهمه که همه پاک باشن و اسلامی فکر کنند.

تمام افراد نخبه از ادارات خارج و به جای آنها بسیجی های جوان و مستعد به روی کار خواهند آمد.

می خواستم یک مطلب دیگه هم بنویسم ولی چون یخورده مطالب زیاد شد میزارمش برای پست بعدی. 

 

 

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۱
تگ ها :


سه شنبهء آخر سال

سلام.

بعد اینکه چند تا از دوستان به شدّت نگارن شده بودن که چرا آپدیت نمیکنم بالا خره یه چیزایی اومد تو ذهنم که میخوام بنویسم.از وزارت بهداشت هم خبر رسیده بود که به علّت آپ نشدن هیولای فقیر آمار خود کشی تو کشور دو برابر شده( آرزو بر جوانان عیب نیست).وبلاگ جدید دوستای خوبم افشین ؛ سوزان و فاطیما رو هم بهشون تبریک میگم امیدوارم کلّی مطلب خوب توشون بنویسن.

آقا من روز جمعه که برای همین سوزان وبلاگ ساختم و ده دقیقه بعدش رفتم وبلاگ رو دیدم چهار نفر نظر داده بودن.همشون هم که طبق معمول جزء آقایون بودن.

میبینین ما اینقدر خودمون رو می کشیم خیلی نظر بدن میشه بیست تا !

تاحالا دقت کردید که وبلاگ یه دختر که عنوانش تو این مایه هاست: یادداشت های پری دریایی.یا :نوشته های دخترک تنها ؛ برای هر مطلب هر چقدر هم به درد نخور حد اقل چهل تا نظر داده میشه

( همشون هم که پسر).

سه شنبه ۸۳/۱۲/۲۵ :

تو یکی از خیابون های شهر ساعت حدوداْ ۴:۳۰ چهل و پنج دقیقه است که منتظر اتوبوس ایستادم بالاخره به این نتیجه میرسم که بهتره پیاده طی عرض کنم تازه برای سلامتی هم خوبه ظمناْ باید توضیح بدم که بنده به دلیل ابعاد بزرگ توی تاکسی جا نمیشم.

ساعت ۷:۳۰ باز هم یکی از خیابون های شهر:

پسر:این نارنجک که میبینی دستمه از دو کیلوگرم اورانیوم غنی شدهء ۲۳۵ ساخته شده.

دختر:برو بابا بچه جون برو شیرت رو بخور.

پسر:ببین اعصاب منو خورد نکن اینو میزنم زیر پات هااااااا.

دختر:.(دقت کنید که تو این قسمت دختر هیچی نگفت و فقط به زبون درازی بسنده کرد)

پسر:بومممممممم.(اینجا هم پسر هیچی نگفت و فقط اقدام به پرتاب نارنجک کرد)

هیولا:دخترک کو ؟حتماْ ترسیده رفته خونشون.

ساعت ۸ اخبار تلویزیون :در نقاط مختلف تهران مردم آتش روشن کرده اند و صدای انفجار های پیاپی آرامش مردم را بر هم زده است.

آمریکا:ببینید مردم جهان:بچه های دوازده ساله ایرانی نارنجک به این خفنی درست میکنن بعد شما انتظار دارید ما به پدرانشون نگیم تروریست؟

آقای اهورا: نیروهای وطن پرست ایرانی در حال درگیری با عوامل مزدور هستند و تا چند دقیقهء دیگه به وسیلهء مواد منفجرهء دست ساز کل تهران رو تسخیر میکنن.(هیولا:)

اخبار ساعت ۱۱:برخورد یک جسم نورانی به سقف برج اسکان باعث کشته شدن پنج نفر از هموطن های عزیزمان شد و مردم را سخت متهیّر کرد (این جسم نورانی همون دخترک بود که بعد از تقریباْ سه ساعت به زمین برگشته بود).

بقیه اش رو هم نمینویسم چون موج انفجار یه بادکنک پر از گاز منو گرفته و سر درد امونمو بریده.

تا بعد....

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٦
تگ ها :


بدون عنوان !

سلام به همه‌ء دوستای گلم . من دوباره برگشتم !.بازم ممنون از همهء کسایی که به هیولا سر زدن و نظر دادن.

میبینم که سایت  ارکات رو فیلتر کردن و یه عدّه همینطوری موندن که با عشق از دست رفتشون تو ارکات چکار کنن !

البته فقط یه عدّه کوچولو ها! یعنی تقریباْ ۹۹٪

هرچه زودتر قرار های مسنجری تون رو هم بزارین چون به زودی یاهو مسنجر و ام اس ان هم بسته میشه و شما میمونید و یه کامپوتر بی مصرف و به درد نخور !

البته اگر این کارو بکنن باید در ۹۰٪ از آی اس پی ها رو تخته کنن  چون مصرف اینترنت به شدّت کم میشه!

خوب از مسئلهء فیلتر و اینجور چیزا میگذریم.من هیولای فقیر باید به یه عدّه اعلام کنم که اینجانب عاشق هیچ کس نیستم ! اصلاْ کدوم دختری از یه هیولای زشت و کچل و خپل و بد قواره خوشش میاد؟ تازه اگر اون هیولا فقیر هم باشه!

از همهء اینا که بگذریم من اومدم واستون مطلب بنویسم....چند تا مطلب جالب به دستم رسیده که واستون مینویسم.

شما معتاد اینترنتی هستید اگر.......                                     

   ۱. ساعت  4  صبح که از خواب بیدار شده‌اید و برای آب خوردن به طرف آشپزخانه می‌روید در بین راه Emailهایتان را چک می‌کنید.

   ۲. وقتی مودم را خاموش می‌کنید احساس پوچی می‌کنید، مثل اینکه عزیزی را از دست داده باشید.

   ۳. تصمیم می‌گیرید یکی دو سالی بیشتر در دانشگاه باشید فقط بخاطر دسترسی رایگان به اینترنت.

   ۴. در نامه‌های پستی هم از Smiley  مثل .... استفاده می‌کنید!

   ۵. وقتی می‌خواهید بخندید سرتان را نود درجه بسمت چپ می‌چرخانید (رجوع شود به مطلب قبل).

   ۶. تکالیفتتان را به فرم HTML  در‌می‌آورید و آدرس آنرا به استادتان می‌دهید.


   ۷. سگ شما هم برای خودش یک صفحه وب دارد.

   ۸. حتی خوابهای شبهایتان هم به فرمت HTML  است.

   ۹. سنتان را به صورت  3.x  نشان می‌دهید.

 ۱۰. پسرتان جواد را Java  صدا می‌زنید.

 ۱۱. همسرتان را به این صورت معرفی می‌کنید: aghamon@work.money  و ayal@kitchen.com

 ۱۲. همه دوستانتان یک @ در اسمشان دارند.

 ۱۳. از اینکه در یک آگهی ترحیم نمی‌توان آدرس Email  جدید مرحوم را نوشت ناراحت هستید.

 ۱۴. تنها ارتباطتان با افراد منزل؛ از طریق Email  است.

 ۱۵. انتخاب بین پرداخت قبض آب و هزینه اشتراک اینترنت آسان است، باید مدتی بی‌آبی را تحمل کرد.

 ۱۶. خانمتان یک کلاه گیس بر روی مانیتور می‌گذارد که به شما یادآوری کند که او چه قیافه‌ای دارد.

 ۱۷. بر روی کنترل تلویزیونتان هم Double Click  می‌کنید.

 ۱۸. نیمی از سفرتان را در هواپیما در حالی طی می‌کنید که کامپیوتر کیفی‌تان را به روی پاهایتان و بچه‌تان را در جعبه بالای سرتان گذاشته‌اید.

به درد نخور امّا جالب......

۱.تنها  55  درصد مردم امریکا می دانند که خورشید یک ستاره است.

۲.در هر سه دقیقه یک انسان روی کره زمین اعلام می کند که بشقاب پرنده دیده است.

۳.در طراحی خانه بیل گیتس از کامپیوتر های مکینتاش استفاده شده است.

۴.ده درصد درآمد سالانه روسیه از طریق فروش ودکا بدست می آید.

۵.در هر روز تقریبا نیمی از جمعیت امریکا در حال رژیم گرفتن هستند.

۶.در ایالت میشیگان زنان بدون اجازه شوهران خود نمی توانند مو هایشان را کوتاه کنند.(قابل توجّه آقایون ایرانی)

۷.بیش از  50  درصد مردم جهان تا به حال نه با کسی از طریق تلفن حرف زده اند و نه کسی به آنها زنگ زده است.

۸.یکی از مواد تشکیل دهنده دینامیت بادام زمینی است.

۹.وال مارت در هر  7  دقیقه  3  میلیون دلار به درآمدش اضافه می شود.

۱۰.بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حدود  ۲۰ کیلوگرم گرد و خاک را تنفس می کند.

۱۱.بچه کروکودیل های متولد شده دارای کروموزوم های جنسی نیستند. بسته به دمای محیطی که تخمی که در آن قرار داشته اند, جنسیت آنها مشخص می شود.

۱۲.فندک قبل از کبریت اختراع شده است.

۱۳.در امریکا میزان فولاد استفاده شده در تهیه تشتک در بطری های نوشابه بیشتر از فولاد بکار رفته در تهیه بدنه اتوموبیل هاست.

۱۴.خرچنگ دریایی یخ زده پس از گرم شدن و آب شدن یخ هایش می تواند به زندگی برگردد(دوباره زنده شود).

۱۵.هر کسی کشتن شدن توسط چوپ پنبه شامپاین را به کشته شدن توسط یک عنکبوت سمی ترجیح می دهد.

و این هم یک عکس جالب                   

                             

                            Javat

                          این بابا  یخورده جواته!     

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱٦
تگ ها :


خود کشی

سلام به همهء دوستای من که به من و وبلاگ لطف دارن؛ به دوستای وبلاگ قول داده بودم که امروز یه مطلب جالب بنویسم ولی به خاطر اتّفاقی که دو روز پیش افتاد فعلاْ اون مطلب رو نمینویسم و میخام در مورد یه چیز دیگه باهاتون صحبت کنم.

دوستای عزیز به نظر شما ارزش جون انسان چقدره ؟

به نظر شما ارزش جنس مخالف واسه انسان چقدره

انسان تا چه حد میتونه عاشق بشه

یا شاید اصلاْ یه آدم چقدر میتونه احمق باشه

به نظر شما چرا خداوند خود کشی رو جزوء گناه های کبیره قرار دادند؟

میدونید چی شده...یکی از آشنایان من دو روز پیش خودشو تو پارکینگ خونشون حلق آویز کرده و دیروز هم  تشییع جنازش برگزار شد.

میدونید طرف چند سالش بود ؟   فقط نوزده سال سن داشت.پسری که خوب یا بدشو کاری ندارم ولی میتونست خیلا کارها واسه جامعش انجام بده؛ آخه چرا یه جوون نوزده ساله باید خودکشی کنه؟

میدونید درون آدما رو اصلاْ نمیشه تشخیص داد.اگر از من می پرسیدن میگفتم اگر کل دنیا خودشو نو میکشتن این پسر هیچ وقت این کار رو نمیکرد حالا چی شده که باید پیش بینی هامون اشتباه از آب در بیاد

میدونید من به خاطر مرگ اون پسر زیاد ناراحت نشدم ؛ من واسه خودمون متأسفم چرا جامعهء ما به جایی  برسه که یه پسر نوزده ساله خودشو دار بزنه؟

چرا خودکشی انقدر تو جامعهء ما عادّی شده و هر روز خبر خودکشی های جدید میشنویم

چرا خبر اینجورخودکشی ها انقدر واسمون ساده و عادَی شده و خیلی راحت از کنارش میگذریم؟

دلم از دست خودمون پُره . چون دیگه نمیتونم ادامه بدم این مطلب رو همین جا تموم میکنم.از همهء‌ کسایی هم که به وبلاگ سر میزنن میخام که نظر خودشونو تو قسمت اظهار نظر در مورد این نوشته بدن. سر بلندی همتون توی تمام جهان آرزوی منه

موفَق و پیروز باشید. 

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۳٠
تگ ها :


گفتگو با خدا

خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويی داشتم

خدا گفت :پس ميخواهی با من گفتگو کنی؟

گفتم :اگر وقت داشته باشيد

خدا لبخند زد وقت من ابدی است
چه سئوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی ؟

چه چيز بيش از همه شما رو در مورد انسان متعجب می کند؟

خدا پاسخ داد...

اين که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند
اين که سلا متشان را صرف بدست آوردن پول می کنند
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند
اين که با نگرانی نسبت به آينده
زمان حال فراموش شان می شود
انچنان که ديگر نه در آينده زندگی می کنند و نه در حال
اين که چنان زندگی می کنند که گويی هرگز نخواهند مرد
و چنان می ميرند که گويی هرگز زنده نبوده اند

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ما نديم

بعد پرسيدم...

به عنوان يک پدر ميخواهيد فرزندان تان چه درس هايی از زندگی را ياد بگيرند؟

خدا با لبخند پاسخ داد

ياد بگيرند که نمی توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
اما می توان محبوب ديگران شد
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با د يگران مقايسه کنند
ياد بگيرند که ثروتمند کسی نيست که دارايی بيشتری دارد
بلکه کسی است که نياز کم تری دارد
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه می توانيم زخمی عميق در دل کسانی که دوست شان دارند ايجاد کنيم
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند
ياد بگيرند که کسانی هستند که آنها را عميقا دوست دارند
اما بلد نيستند احسا سشان را ابراز کنند يا نشان دهند
ياد بگيرند که می شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند
ياد بگيرند که هميشه کافی نيست ديگران آنها را ببخشند
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند
و ياد بگيرند که من همیشه اينجام
هميشه

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٢٧
تگ ها :


نمودار زندگی مشترک

نمودار زندگی مشترک .......

قبل از ازدواج : عزیزم من بی تو میمیرم تو این یک ساعتی که نبودی برای من یک سال گذشت دیگه خواهش میکنم ترکم نکن

دوران نامزدی : ای تو محبوب ترین محبوبها ای زیبا ترین موهبت الهی ای ادامه حیات من نمیدانم اگر فردا تو نباشی من فردای آن روز را خواهم دید

دوران ازدواج : عزیزم شام داریم؟ یا باید برم از همسایه خوبمان رستوران نوید غذا بخرم ! لباسام هم که نشستی اشکال نداره اتو شویی هم باید نون بخوره

دوسال بعد از ازدواج : خانوم من حوصله مهمونهای شما رو ندارم یعنی از خواهرت با اون شوهر مدعی اش نفرت دارم من میرم خونه مامانم شب هم نمیام.....

پنج سال بعد از ازدواج : دیگه از دست تو دیونه شدم اون از دست پختت که همش شفته پلو میپزی این هم وضع خونه زندگیمونه همش پای تلفن میشینی با ابجی جونت از مد لباس و کلاسهای لاغری حرف میزنی دیگه طاقت ندارم

هشت سال بعداز ازدواج :
......!!!!!!!!!!!!!! طلاق

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۱٧
تگ ها :


عشق مسنجری ۱

سلام مجدد به همه !‌ اینم یه متن جالب که بخونید حوصلتون سر نره

لیلی و مجنون

گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه یمان ایمیلی
حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را
برده یا دات نت و دات ارگ تو را
بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم : به درک
به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم سنگین است
به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آن هم به جهنم به درک
آنقدر دلخورم از این ایمیلم
که به این رابطه هم بیمیلم
مرگ لیلی نت و مت را ول کن
کنسل کن OK همه را جای
کن کامپیوتر را جانم OFF
ام ON یار من باشد و ببین من
اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویس با دست
نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
خسته از فونت و ز فرمات شده ام
دلخور از گردالی @ (ات) شده ام
کرد ریپلای به لیلی مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد
هر چه گفتی که بکن خواهم کرد
زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی
نامهای پست نمودم بهرت
به امیدی که سرآید قهرت

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٦
تگ ها :


Persian Gulf or Arabian Gulf

سلام به خواننده های عزیز وبلاگ امروز میخام در مورد مسئله ای بنویسم که حتما ‌‌ْ در مورد اون یه چیزایی شنیده باشید .پرشین گلف! تو چند هفتهء گذشته یه شرکت آمریکایی که خیلی معروفه و نقشه های کلّ دنیا رو تهیّه میکنه اسم Persian Gulf رو تو نقشهء خلیج فارس Arabian Gulf نوشته.ببینید اصلاْ برای ما اهمّیتی نداره که یه شرکت نقشه نگاری تو اونور دنیا گفته که این خلیج اسمش خلیج عربیه ؛که البته به خاطر این کارش حتماْ از بعضی از این عرب های......... پول گرفته.نوش جونشون !‌هرچی از این عرب ها بچاپی حقشونه.ولی اونا از این کارشون قصد و هدفهایی دارن .اونا امروز فقط به اسم خلیج عربی اکتفا میکنن ولی تا چند سال دیگه اونا ادّعای مالکیت خاهند کرد برای این خلیج همیشه فارس و چند تا دیگه از جزایر کوچیک تر مثل کیش و تنب بزرگ و.......درسته که امروز خلیج فارس برای ماست ولی اونا به زودی با همین نقشه ها و حمایت کشور هایی مثل آمریکا بر ضد ما ادعای دعوا خاهند کرد و اینکه ایران به زور خلیج رو غصب کرده و.........همه ما هم میدونیم که اولاْ خلیج فارس سرشار از منابع نفته و همچنین با گرفتن خلیج فارس اونا میتونن کاملاْ به کشورمون نفوذ کنن . در ضمن شنیدم توی روزای گذشته هم ایرانی ها ایمیل های زیادی برای شرکت فرستادن و هم حمله های هکری زیادی به سرور این شرکت شده که واقعاْ باید به بچه های با غیرت ایرانی آفرین گفت ولی ما نباید ساکت بنشینیم و دلمون به ایمیل هامون خوش باشه ما باید به دولتمردهامون فشار بیاریم تا با این قضیه به شدت و از راه اصولی برخورد بشه .نوستر داموس پیشگوی معروف جهانی گفته که جنگ جهانی سوم توی خلیج فارس رخ خواهد داد.......که امیدوارم هیچ وقت این اتفاق نیفته . پس مثل یه ایرانیه غیرتمند باید هممون تا دیر نشده با این مسئله به شدت برخورد کنیم تا عرب ها به خودشون اجازهء یه همچین کارهای مزخرفی رو ندن . به امید روزی که ایرانی ها در تمام دنیا سربلند باشن

هیولای فقیر.

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٦
تگ ها :


سخنی با خواننده های عزیز

سلام به دوستای عزیزم من دوباره برگشتم! میخام تو این متن یخورده در مورد این وبلاگ و چیزایی که قراره توش نوشته بشه توضیح بدم.ببینید از این به بد شما ممکنه با هر متنی تو وبلاگ مواجه بشید در کل سعی میکنم واقعیت ها رو واستون بنویسم ضمناْ نمیخام تو وبلاگ دائم از عشق و شکست در عشق و سیاهی و سفیدیش واستون بگم!چون وقتی وارد بعضی از وبلاگ ها میشی همش از عشق و کسی که ترکشون کرده مینویسن و یه غبار غم آلود کل ّ وبلاگشونو پر کرده.......کلّن میخام هر وقت وارد وبلاگ شدید یکم به فکر وا داشته بشید و همیشه هم خنده رو لباتون باشه! در آینده هم سعی میکنم وبلاگ رو گسترده و انجام تغییرات تو قالب جالب ترش کنم .وبلاگ نویس های عزیز هم لطفا وبلاگ منو بزارن تو لیست دوستاشون.... . ظمنا میتونید در یاهو مسنجر با آی دی poor_monster در تماس باشید و در ارکات هم میتونید منو با اسم و فامیل : هیولا هیولا زاده(Hayoola Hayoola Zadeh) اد کنید ! . ظمنا یک سری طرح ها وجود داره که میخام در آینده برای افزایش بازدید کننده های پرشین بلاگ مطرح کنم. نظرات شما دوستای عزیز باعث پیشرفت این وبلاگ میشه  تا روزای بعد و نوشته های اصلی خدا نگهدار همه

هیولای فقیر.

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۳
تگ ها :


آدامس فروش

تازه به خیابان زده بود که پیداش کرد.....اونو برداشت و راه افتاد.

شاید به درد خواهر کوچکش میخورد! تا عصر تو خیابون ها چرخید و آدامس فروخت.

داشت غروب می شد اما جعبه آدامس هنوز خالی نشده بود.

از وقتی پسرک قد کشیده بود کمتر میفروخت باید راهی پیدا میکرد تا فروشش رو بیشتر کنه.به یاد چیزی افتاد که صبح پیدا کرده بود.

خوشش نمیومد ولی چاره ای نداشت...

رسری رو سر کرد و در جمعیت از خود بی خبر گم شد...

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۱
تگ ها :


هیولا افشا میکند !

هیولا با وبلاگ نویس ها یک حرفی داره که به زودی تو یک متن بلند نوشته میشه 

 قربان همه شما هیولای فقیر.

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٥
تگ ها :


هیولا زیر بارون

هیولا : ببخشید خانوم شما چرا بدون چتر اومدید زیر بارون؟

دختر خانوم:فکر کردی فقط خودت وبلاگ داری هیولا خان

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤
تگ ها :


هیولا فارسی تایپ میکند

مشکل تایپ فارسی هیولا حل شد

خدا مشکل همه بنده های خوبشو حل کنه.

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤
تگ ها :


WebLog For Poor Monster

Today I have a New Weblog ,Im So Happy

  
نویسنده : هیولا جان! ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢۳
تگ ها :